تبلیغات
دلنوشته های مهدوی... - افسوس
افسوس معلم ریاضی هیچگاه حساب روزهای نبودن و بی کسی تو را نگفت

معلم انشا هیچ وقت نگفت که از محبت به تو انشا بنویسم

گله داریم که هیچ کس جغرافیای ظهورت را رایمان هیچ وقت ترسیم نکردند

تاریخ غیبتت را برایمان شرح ندادن و نگفتن که چه کرده ایم که این گونه به تاریخ نبودنت عادت کرده ایم

معلم اجتماعی به ما نگفت که در اجتماع شما مردم کسی هست که نظاره گر شماست به جان خودمان آقا نگفتن وگرنه پیش رویت این همه گناه نمی کردیم


اشک ها و خوشحالی های پدر و مادرمان از کارنامه ی ثلث آخرزمان یادمان نرفته ای کاش یادمان می دادندد که کسی هم هست که هرروز کارنماه اعمالتان را می بیند و از اعمال ما شیعیانش شاد و از گناهان ما گریان می شود

و حالا همچون روزهایی که از نیامدن معلم سر کلاس خوشحال می شدیم و مهم نبود که چرا نیامده و بهتر که امروز نیامده در غیبتت غم هایت را،غصه هایت را فراموش کرده ایم و سرگرم بازی دنیا شده ایم.


اللهم عجل لویک الفرج


برچسب ها: دلنوشته،  

تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 | 06:36 ب.ظ | نویسنده : محمد حسن دباغی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.